السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
18
تحرير الوسيله ( فارسى )
رشدش جنون پيدا كند اقرب آن است كه ولايت او براى حاكم است - نه پدر و جد و وصى آنها - ليكن احتياط به موافقت هر دوى آنها با هم ، سزاوار نيست كه ترك شود . مسأله 15 - ولى بايد به طور معتدل - نه با اسراف و نه با سختگيرى - براى بچه مصرف نمايد و بايد عادت و نظائر او را ملاحظه نمايد ، پس بايد خوراك و پوشاك مناسب شأن او را به او بدهد . مسأله 16 - اگر ولى ادعا كند كه بر بچه يا بر مال او يا چهارپاى او به مقدار مناسب خرج نموده و او بعد از بلوغ ، اصل خرج يا كيفيت خرج را منكر شود ، قول ولىّ با قسم مقدم است و بچه بايد براى اثبات ادعايش بيّنه بياورد . در بيان سفاهت و احكام آن سفيه ، كسى است كه حالتى كه او را بر حفظ مالش و توجه به شأن آن برانگيزد نداشته باشد ؛ مالش را در غير موردش و در غير جايش مصرف و تلف مىنمايد و معاملاتش بر اساس كياست و مواظبت نمودن در احتراز از غبن نمىباشد و نسبت به فريب خوردن در معاملات بىتوجه است . و اهل عرف و عقلا وقتى كه او را نسبت به تحصيل اموال و مصرف آنها ، خارج از حال و روش خودشان مىبينند وجداناً او را مىشناسند . و سفيه ، شرعاً محجور است و تصرفات او در مالش با بيع و صلح و اجاره و هبه و وديعه دادن و عاريه و غير اينها ، نافذ نمىباشد . و محجور بودن او در صورتى كه سفاهت او به زمان صغرش متصل باشد ، متوقف بر منع كردن حاكم شرع نيست و اما اگر سفاهت او بعد از بلوغ و رشد عارض شده باشد ، محجور بودن او بر منع حاكم توقف دارد ؛ پس اگر رشد برايش پيدا شود ، حجر از او بر طرف مىشود ، و اگر سفاهت برگردد ، حاكم حق دارد او را محجور كند . مسأله 1 - ولايت بر سفيه ، در صورتى كه در حالت سفاهت بالغ شود ، براى پدر و جد و وصى آنها است ؛ و ولايت بر سفيهى كه سفاهتش بعد از بلوغ ، عارض شده براى حاكم شرع مىباشد .